|
خداوندا چيست سر اين آسمان بلند...واين زمين وسيع...وبادهاي گذران...ومن...
كه گرداگردم همه چيز هست و نيست..
ومن...هستم و نيستم...در آن واحد هم ميبينم،هم فكر ميكنم،هم احساس ميكنم،هم مجسم ميكنم...
ميتوانم در يك لحظه،به اندازه نور و حتي سريعتر،بروم و بگردم و بچرخم...
بچرخم...
بچرخم...
همه ما به دور خود ميچرخيم...مانند همه چيز...
خدايا ما چه ميكنيم....چيست راز من...
خدايا به من لذت بودن را عطا فرما....
آمين...
نوشته شده در 86/09/24ساعت 22 توسط مهرگان

|